خونهی تمیز
آی جارو جارو جارو
بخور تو آشغالارو
خونهی ما تمیز شه
پیش خدا عزیز شه
شاعر : الهام عارفپور
آی جارو جارو جارو
بخور تو آشغالارو
خونهی ما تمیز شه
پیش خدا عزیز شه
شاعر : الهام عارفپور
«بهشت زیر پای مادران است»، چون «مادری» تمرینِ عبور از خود، برای رسیدن به خداست…
از همون آغازِ بارداری، جسمِ زن، وارد میدان ایثار میشه. همون جسمی که خدا در این دنیا، به عنوان امانت در اختیار زن قرار داده، درست در زمانی که در اوج زیبایی و توانمندی خودشه، در مسیر پرورش یکی از مخلوقات خدا هزینه میشه.
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
لالا کن گل قشنگم
دختر/پسر خوب و زرنگم
لالا کن ای گل نازم
دختر/پسر آینده سازم
لالایی کن که سلامت
سرِحال و راست قامت
بمونی عزیز مادر
واسه سربازی رهبر
تو گل باغ خدایی
یار سید مجتبایی
تو امید زندگیمی
نور راه بندگیمی
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
لالایی لالا لالایی
تو عزیز دل مامان
برای کشورت ایران
یه نهالِ سبز برگی
تو یه ثروت بزرگی
تو باید قوی بمونی
پر عشق و مهربونی
تو امید این دیاری
لالایی بکن لالایی
لالالا لالا لالایی
لالالا لالا لالایی
لالالا لالا لالایی
لالالا لالا لالایی
شاعر: الهام عارف پور
آزاده و در حلقهی بیدار دلان بود
پیوسته دلش محرم اسرار نهان بود
در راه ولایت، عَلَم صبر به دوشش
در عرصهی تدبیر، سپهدار زمان بود
در قامت یک شیعه چو خورشید درخشید
فرزانهترین رهبر و مولای جهان بود
بر عهد خدا تا نفس آخر خود ماند
حق گفت و از این رو هدف تیر زبان بود
چون نور یقین قبلهی اندیشهی او بود
آماجِ هجومِ همهی اهل گمان بود
مظلوم و سرافراز میان همگان زیست
اندیشهور و راهبرِ حق طلبان بود
در معرکهی عشق، سبکبال سفر کرد
او یک تنه سرمشق شهادت طلبان بود
در سینهی تاریخ نوشتند حکیمان
سیدعلی خامنهای فخر جهان بود
شاعر : الهام عارف پور
پرنده ها تو آسمون
پر میزنن پر میزنن
به کوه و دشت و جنگلا
سر میزنن سر میزنن
پرندهها از آسمون
دنیا رو کوچیک میبینن
دل به زمین نمیدن و
تا قلهها پر میگیرن
پرندهها میخوان که ما
یاد بگیریم رها باشیم
پر بکشیم تا آسمون
اسیر دنیا نباشیم
ما آدما پیش خدا
از همه دنیا بهتریم
ما حتی از فرشتهها
پیش خدا عزیزتریم
ما اومدیم روی زمین
رنگ خدا رو بگیریم
با بال ایمان و عمل
تا قلهها پر بگیریم
ما اومدیم اینجا فقط
خدا رو بندگی کنیم
آدم بهتری بشیم
اینجوری زندگی کنیم
مشغول بازی نباشیم
که عمرمون هدر میره
ما آدما پرندهایم
مبادا یادمون بره
شاعر : الهام عارفپور
در به در عشق را، هیچ نپرسی کجاست
آنکه دلش بردهای، نزد تو نام آشناست؟
ای همه هستی من ، نزد تو من کیستم؟
با همه بیگانهام، با تو ولی نیستم
این دل بیمار را ، گاه سلامی بده
مرهم جانم تویی ، ذکر مدامی بده
محرم رازت بدان ، این دل آشفته را
با دم عیساییت ، زنده کن این مرده را
نبض حیاتم تویی ، گاه برایم بزن
ای پسر فاطمه ، گاه صدایم بزن
گر تو صدایم کنی ، نیک بخوانی مرا
سوی بقا میبرد ، عالم فانی مرا
عالم فانی رهیست ، سوی گلستان تو
مست شکوفاییم ، دست به دامان تو
در طلب خویشم و ، فارغم از این جهان
ای همه آمال من ، نام مرا هم بخوان
شاعر : الهام عارفپور
در قرآن اشاره به اقوام کافری شده که با نزول عذاب الهی، به کلی محو و نابود شدن. قوم ثمود، عاد، لوط و …
علت این عذاب الهی و نابودی، صرفا ازدیاد گناه و نافرمانی بود یا مسئله خیلی ریشه ای تر از این حرفا بود؟
صفحات: 1· 2
حجاب، یکی از ابزارهای مهم و مؤثر در شکلگیری تمدنه که نباید بدون استفاده رها بشه.
جامعهی متمدن، جامعهایه که در اون، اخلاقمداری، محور زندگیه و عمدهی انرژی و توان انسانها، صرف پیشرفت در عرصههایی مثل علم و اقتصاد و فرهنگ و امنیت و سیاست میشه.
حجاب هم یکی از ابزارهاییه که به تحقق این هدف، کمک میکنه.
چطور؟
صفحات: 1· 2
خَرَم و میگم عَرعَر
منو به صحرا ببر
یالّا سوارم بشو
به کوه و دریا ببر
اینورِ دنیا ببر
اونورِ دنیا ببر
اینورِ دنیا ببر
اونورِ دنیا ببر
دنیا خیلی قشنگه
قشنگ و رنگارنگه
تو جنگلای سبزش
پر از شیر و پلنگه
ماهی داره تو دریا
ماه توی آسمونا
تموم نمیشه اصلا
قشنگیای دنیا
هرجا میری پرنده
یه عالمه خزنده
این همه زیبایی رو
خدا نقاشی کرده
شاعر: الهام عارفپور
ذاتِ او، از جنسِ همان آتشی بود که پیکرهاش را شکل داده بود؛
آتشی که نه نور میآفرید و نه گرما…
بلکه تنها در پیِ سوختن و سوزاندن بود…
صفحات: 1· 2