سید مجتبی
این نامها در این شب ضربت چه آشناست
بعد از «علی» زعامت ما دست «مجتبی»ست
شاعر : الهام عارفپور
این نامها در این شب ضربت چه آشناست
بعد از «علی» زعامت ما دست «مجتبی»ست
شاعر : الهام عارفپور
جان نثارانیم با فرمان سید مجتبی
غرق ایمانیم با فرزندی از آل عبا
مرد مِیدانیم ، آماده برای یاریَت
نسل سلمانیم ما لبیک ای نور خدا
شاعر: الهام عارفپور
پاپِلی پاپِلی پااااا پااااا
از این پا تا به اون پا
همگی باهم میذاریم
پا جای پای مولا
مولای اول علی
شیر دلیر خدا
امام حسن دومی
کریم آل طاها
حسین امام سوم
شهید کرب و بلا
سجاد امام چارم
زینت اهل دعا
باقر امام پنجم
چشمهی علم و صفا
صادق امام شیشم
معدن علم و تقوا
کاظم امام هفتم
اسوهی صبر و حیا
رضا امام هشتم
صاحب گنبد طلا
جواد امام نهم
چشمهی جود و عطا
هادی امام دهم
چراغ راه خدا
یازدهمی عسکری
ستارهی سامرا
امام آخر اَمّا
خورشیدِ پشتِ ابرا
مهدیِ صاحب زمون
غایبه از دید ما
یه روز میاد و میشه
حاکم کل دنیا
میره بدست مهدی
پرچم شیعه بالا
چه نسل بی مثالی
نسل علی و زهرا
شاعر : الهام عارف پور
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
ای گلِ سرخ و سفیدم
که باهات خدا رو دیدم
رحمتِ/برکتِ 1 خونه ی مادر
دنیا رو بکن قشنگتر
ای امید دل بابا
که لالا می کنی حالا
بِدِرخش مثل ستاره
آقا چشم به راه یاره
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
همه ی آرزوم اینه
چشام اون روزو ببینه
که شدی یار امامِت
دیگه نیستم نگرانت
عزیز دلم لالا کن
خودتو فقط فدا کن
واسه ی امامِ آخر
که نداره یار و یاور
آقا خیلی مهربونه
خیلی از خدا میدونه
تو رو میرسونه جایی
بگیری رنگ خدایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
لالالا ….. لالا …….لالایی
شاعر : الهام عارف پور
1. اگه فرزندتون دختر بود بگین رحمت. اگه پسر بود بگین برکت.
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
خدایا کودکم رو
به دستت می سپارم
تو آروم دلش باش
تو ای پروردگارم
یه کاری کن بدونه
تویی تنها پناهش
تو سختی های دنیا
تو هستی تکیه گاهش
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
خدایا کودکم رو
به عشقت مبتلا کن
دلش رو غرق شادی
از این دنیا رها کن
به قلب کودک من
بتابون نور ایمان
نذار شیطون ببنده
چشاشو رو به قرآن
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
لالالالا ………. لالایی
شاعر : الهام عارف پور
چیک و چیک بارون میاد از آسمون
ممنونیم ما از خدای مهربون
که زمینو سبز و زنده میکنه
لب ما رو پرِ خنده میکنه
خدا میگه وقتی بارون میباره
با خودش فرشتهها رو میاره
درِ لطف و مهربونی وا میشه
وقت خوبی واسهی دعا میشه
میدونی دعا برا کی بهتره؟
برا اونکه از همه عزیزتره
آقامون امام مهربونمون
دعا میکنیم برا ظهورشون
آقای ما مث بارون میمونه
خیلی خیلی خوبه و مهربونه
با ظهورش همه جا قشنگ میشه
پرِ از گلای رنگارنگ میشه
شاعر : الهام عارف پور
شُر و شُر صدای آب ، وقتشه حموم بکنم
خدا گفته من باید تمیزو خوشگل بمونم
آبو میریزم روی دست و پاهام که خیس بشن
اینجوری میکروبا هم میرن و پیدا نمیشن
صابون فیروز من دلش میخواد که کف کنه
توی دست مادرم لیز میخوره چه شیطونه
صابونم دلش میخواد که کلی کَف کَفی بشم
واسهی جنگیدنِ با میکروبا قوی بشم
یه دونه شامپو دارم موهامو میشورم باهاش
تا که خشک و وزوزی نشه تموم شاخههاش
شامپوی فیروز من دلش میخواد تمیز باشم
عطر گل بگیرم و پیش خدا عزیز باشم
خدا جون ممنونم آبو آفریدی برا ما
ممنونم که صابون و شامپو دادی به آدما
ممنونم ازت که زندگی رو زیبا میکنی
پاکی و تمیزی رو هدیه به دنیا میکنی
شاعر : الهام عارف پور
امام صادق(ع) = منبع : اصول کافی
این حدیثو بخون و بگرد تو دنیات
إنَّ لِلْعَالِمِ ثَلاَثَ عَلاَمَات
سه تا ویژگی داره هر عالم دین
هرجا دیدیش پای صحبتاش بنشین
اَلْعِلْم یعنی که خیلی با سواده
وَ الْحِلْم یعنی که حوصلهش زیاده
زود عصبانی نمیشه، نمیشی محکوم
وَ الصَّمْت یعنی که کم حرفه و آروم
درس هفتم:
خدا داستان حضرت هود رو توی قرآن برامون تعریف کرده که چیو بهمون یاد بده؟
بچه ها یادتونه گفتیم حضرت ادریس(ع) توی دوران پیامبریش، وعده ی اومدن یه پیامبری به اسم نوح(ع) و یه سیل بزرگ رو داده بود؟ حضرت نوح(ع) هم بعد از اینکه سیل تموم میشه و با آدمای با ایمان شروع می کنه به ساختن شهرای خیلی پیشرفته تر و باغ های خیلی سرسبزتر و آبادتر از قبل، برای اینکه مردم حسابی مراقب دین و ایمانشون باشن و یادشون نره که خدا این نعمت ها رو بهشون داده تا ازشون برای شبیه خدا شدن استفاده کنن، وعده ی اومدن پیامبری به اسم هود و یه باد سرد و وحشتناک به اسم صَرصَر رو میده و از مردم می خواد که هر وقت حضرت هود رو دیدن، بهش ایمان بیارن و حرفاشو گوش بدن. چون وقتی باد صرصر شروع به وزیدن کنه، تمام آدمای کافر رو نابود می کنه و فقط آدمای با ایمان هستن که زنده می مونن.
درس ششم :
خدا داستان حضرت نوح رو توی قرآن برامون تعریف کرده که چیو بهمون یاد بده؟
خب بچه ها یادتونه سری قبل گفتیم یه پیامبر داشتیم به اسم حضرت ادریس که به مردم یاد داد چطوری لباس بدوزن و خونه بسازن و کشاورزی کنن؟
بچه ها اون زمانا به خاطر علم و دانش این پیامبر خدا، مردم صاحب شهرای خیلی زیبا و زندگی های راحت تری شده بودن. واسه همینم ممکن بود که انقدر از زندگی لذت ببرن که دیگه کلا یادشون بره چرا خدا این همه نعمت رو توی دنیا بهشون داده. یادشون بره که خدا زندگیشونو راحت تر کرده تا اونا بتونن راحت تر تلاش کنن تا شبیه خدا بشن.
واسه همینم خدا به حضرت ادریس گفت که باید به مردم هشدار بدی و بهشون بگی که حسابی مراقب ایمانشون باشن. چون شیطون بدجنس و حسود، در کمینه و ممکنه هر لحظه با یه نقشه ی جدید بیاد که اونا رو از خدا دور کنه.
حضرت ادریس هم میره به مردم خبر میده که ای مردم! قراره در سال های آینده یه پیامبری بیاد روی زمین به اسم نوح. در زمان نوح، یه سیل بزرگ، تمام کره ی زمین رو فرا میگیره و اون موقع هست که هرکسی که ایمانشو به خدا از دست داده باشه، توی اون سیل غرق میشه و مستقیم میره به جهنم. پس حسابی تا اون موقع، مراقب ایمان خودتون و بچه هاتون باشین.
خلاصه که بچه ها! حضرت ادریس حسابی مردم رو از اون اتفاق وحشتناکی که قراره در آینده بیفته، میترسونه تا حسابی مراقب ایمانشون باشن.